تبليغاتX
ساقی شب
سلامی دوباره به همه

انقدر مطلب ننوشتم مغز درد گرفتم.همش تقصیر dial up بود که آدم میکشت تا بخوای یه چیزی بنویسی.اما الان مثل یه قهرمان با adsl برگشتم و دوباره شروع به نوشتن کردم .

تو این چند وقت خیلی اتفاق افتاده که من  چیزی در موردشون ننوشتم اما تصمیم گرفتم یکم مطالب جدی تری بنویسم و در مورد اتفاقای روز تا جایی که خطر ناک نباشه بنویسم.

چند اتفاق خیلی فکرم مشغول کرده بود تو این چند روز یکیش این بود که آقای موسوی به کارگاه آموزش آواز استاد شجریان رفته بود و برام خیلی جالب بود چون من هیچ جا نشنیدم که آقای شجریان از مهندس طرفداری کنه و همیشه روی صحبتش با مردم بوده نه قشر خاصی خوب عجیبم نیست وقتی آقای احمدی نژاد برای کسب محبوبیت تو حافظیه صحبت میکنه و مدال طلای سوریان میگیره مهندسم میره پیش آقای شجریان.

اتفاق بعدی اعدام بهنود شجاعی بود که با چه سر و صدایی همراه شد فقط مونده بود اوباما یه چیزی دربارش بگه ولی وقتی سهیلا که بچه 5 روزش کشت و خودش دیروز اعدام شد صدا از کسی در نیومد .کسی که وقتی وکیلش بهش گفت بگو من روانی شدم وبچم کشتم این کار نکرد و گفت من مادرم باران آسمون بو و پدرم آسفالت خیابون و نمیخواستم بچم مثل من بشه به خاطر همین کشتمش.واقعا تو جامعه گل و بلبلی زندگی میکنیم.

+ نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه 30 مهر1388 و ساعت 15:29 |