میخواستم در مورد اتفاقات چند روز اخیر چیزی بنویسم ولی فکرم دیگه یاری نمیکنه فقط به این تصنیف زیبای استاد شجریان به اسم زبان آتش بسنده میکنم که همش حرفهای دل منه
من از دشمن نمیترسم ,چون تیغش رو در روست
من از هم کیش خود میترسم,که جهالت در خون اوست
تفنگت را زمین بگدار برادر برای دانلود اینجا کلیک کنید
اما شور و هیجانی که آقای احمدی نژاد به جامعه تزریق کرد باعث شد مردم به خود باوزی نزدیک بشن و برای حقشون بجنگن.من شخصا از آقای احمدی نژاد تشکر میکنم و امیدوارم تا وقتی که مردم به خواسته هاشون نرسیدن ایشون رییس جمهور بمونن و اگه لازم دیدن یه لایحه به مجلس بدن که محدودیت دفعات رییس جمهوری رو تو قانون بردارن.من اطمینان دارم در آینده از ایشون به عنوان یک شخصیت مفید برای جامعه اسم میبرند که به کارهای عجیب و غریب باعث پیشرفت شعور سیاسی و اجنماعی مردم شدن


در همین رابطه یک چیزی نوشتم میتونید کاملش در ادامه مطلب بخونید...
میگن تو پلی تکنیک نابغه ای بود تو اردبیل هم انگار کاره ای بودکاخ رییس جمهوری تو پاستور بودش نعمت آرادان شهردار تهرون بودش
یه روز که خورشید در میومد اسم آقا محمود از صندوق در اومد
همه معادلات جهان رو به هم زد ملاقش رو تو آش کرد و به هم زد
ریدنم گرفت با این تحلیل ت خ جناب الی (منظورشون جناب عالی بوده)
اینم نظر یکی از دوستان باسواد و مودب که خودش طرفدار موسوی معرفی کرده که باز متاسفانه مشخصاتش نذاشته تا جواب بدم
تا وقتی احمق هایی مثل جنابعالی تو جامعه هستند ایران همونی هس و میمونه. احتمالا از این سپاهی یا نظامی و یا بسیجیهای کثیف هستی که حتی به ...خودشون هم رحم نمیکنن...ایران سربلند ما. یادگار کورش کبیر افتاده دست کثافتهایی مثل شما... و من از که نالم که از ماست که بر ماست..
اینم یه نظر دیگه از دوست با فرهنگ ما آقا محمود فقط نمیدونم این دوستان شجاع چرا مشخصاتشون نمیذارن تا جواب بدم تازه فکر میکنم این دوستمون فقط تیتر این مطلب خونده و نظر داده ...
ادامه مطلب

پاییز
من خودم عاشقی از جنس خزانم هم چون برگهای رنگارنگ و وزانم
مثل درخت بی برگ در کنار خیابانم که کلاغها بر روی آن آواز خوانند
برگ خشکی به زیر پای کودکانم که در راه مدزسه دوان دوانند
بقیه شعر در ادامه مطلب...
ادامه مطلب
سلام داشتم تو اینترنت چرخی میزدم که ناگهان یک چیزی نظرمو جلب کرد .لیست 100 متفکر دنیا در سال 2009 از نظر مجله foreign policy.نفر اول بن برانکی رییس بانک مرکزی آمریکا-نفر دوم باراک حسین اوباما رییس جمهور آمریکا و اما نفر سوم خانم زهرا رهنورد.من هیچ نظر خاصی در مورد این انتخاب ندارم ولی هر چی دنبال اسم خودم گشتم تو این لیست پیداش نکردم.آقای عبدالکریم سروش فیلسوف دگر اندیش (به قول مجله fp) هم به عنوان نفر 45 انتخاب شدن(فکر کنم ایشون از پایه گذاران انقلاب فرهنگی بودن).برای دریافت اطلاعات دقیق میتونید به این لینک سر بزنید البته من متن مجله fp عینا در ادامه مطلب گذاشتم که دلایل انتخاب این افراد گفته.نظرتون بگید حتما
http://www.foreignpolicy.com/articles/2009/11/30/the_fp_top_100_global_thinkers?page=0,2


ادامه مطلب
استاد بزرگ سنتور ایران فرامرز پایور هم از این دنیا رخت بر بست...(بدون شرح)

این مطلب انتقادی به انتخاب رنگ این جنبش حق جویانه مردم ایران است امیدوارم به کسی بر نخوره .از اون جایی که ما همیشه اشتباهات تاریخی بزرگی انجام دادیم امیدوارم انتخاب رنگ سبز و جنبش سبز به یکی دیگر از این اشتباهات تبدیل نشه .چند وقتی که میبینم بر روی در و دیوار و روزنامه ها و سایتها صحبت از جنبش سبز علوی میشه و به گروه دیگه لقب جنبش سبز اموی دادن که خوب خود این موضوع از بیخ اشکال داره .داستان از انتخاب همین رنگ سبز شروع شد که باعث اتصال این جنبش به قشر یا گروه خاصی شد میدونیم که رنگ سبز از لحاظ محتوی ,معنای خاصی داره و به همین دلیل گروه مقابل از این نقطه استفاده کردن وجنبش علوی رو راه انداختن و تصمیم دارن در تجمعات بعدی با رنگ سبز وارد میدان بشن البته این تغییرات در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمیکنه ولی افراد جنبش سبز هم باید راه کارهای شناوری داشته باشن تا با این تحرکات مقابله کنن.من نظرم از روز اول این بود که رنگ این جنبش باید سفید باشه که مفهوم صلح و آشتی جویی داره و متعلق به هیچ طیف خاصی نیست و امیدوارم مردم هم با نظر من موافق باشن و کم کم به سمت انتخاب رنگ سفید برای این جنبش اجتماعی باشن که دیگه کسی نتونه به راحتی به اون تعرض کنه یا شبیه سازی کنه

گی بخورعوضی چرت ننویس بچه سوسول اینم نظر یکی از دوستان که متاسفانه مشخصات خودش نذاشته تا بتونم جوابش بدم...
در جامعه امروز ما و با این اتفاقات عجیب و غریب واقعا پیدا کردن جایی برای آرامش کار سختی به نظر میرسه ولی هفته ای که گذشت برای من خیلی خوب بود ودیدم که هنوز میشه یه جورایی وسط این همه هیاهو یه ذره آرامش پیدا کنی .یه چند تا عکس گرفتم که میتونید تو ادامه مطلب ببینیدشون ...
عکس ندا رو گذاشتم که بگم شاید اون به آرامش واقعی رسید و دلیل مرگ این دختر هنوز برای من درکش واقعا مشکله...
ادامه این مطلب براتون به صورت یه فایل صوتی گذاشتم میتونید دانلودش کنید.حجمشم کم
دانلود جایی برای آرامش.اینجا کلیک کنید
ادامه مطلب
انقدر مطلب ننوشتم مغز درد گرفتم.همش تقصیر dial up بود که آدم میکشت تا بخوای یه چیزی بنویسی.اما الان مثل یه قهرمان با adsl برگشتم و دوباره شروع به نوشتن کردم .
تو این چند وقت خیلی اتفاق افتاده که من چیزی در موردشون ننوشتم اما تصمیم گرفتم یکم مطالب جدی تری بنویسم و در مورد اتفاقای روز تا جایی که خطر ناک نباشه بنویسم.
چند اتفاق خیلی فکرم مشغول کرده بود تو این چند روز یکیش این بود که آقای موسوی به کارگاه آموزش آواز استاد شجریان رفته بود و برام خیلی جالب بود چون من هیچ جا نشنیدم که آقای شجریان از مهندس طرفداری کنه و همیشه روی صحبتش با مردم بوده نه قشر خاصی خوب عجیبم نیست وقتی آقای احمدی نژاد برای کسب محبوبیت تو حافظیه صحبت میکنه و مدال طلای سوریان میگیره مهندسم میره پیش آقای شجریان.
اتفاق بعدی اعدام بهنود شجاعی بود که با چه سر و صدایی همراه شد فقط مونده بود اوباما یه چیزی دربارش بگه ولی وقتی سهیلا که بچه 5 روزش کشت و خودش دیروز اعدام شد صدا از کسی در نیومد .کسی که وقتی وکیلش بهش گفت بگو من روانی شدم وبچم کشتم این کار نکرد و گفت من مادرم باران آسمون بو و پدرم آسفالت خیابون و نمیخواستم بچم مثل من بشه به خاطر همین کشتمش.واقعا تو جامعه گل و بلبلی زندگی میکنیم.
سلامی بعد از مدت زیادی که مطلبی ننوشتم.بسیاری از دوستان برام پیغام گذاشتن که چرا خیلی وقت به قول خودمون آپ نمیکنی؟بعضی مواقع ننوشتن بهتر از نوشتنه تا بتونی یه ذره خودت جمع و جور کنی که فکر کنم این کار کردم.اما براتون چی نوشتم یا خوندم. این مطلب از پسر مردی که وقتی فوت کرد یعنی پدرم هنوز ترکش تو بدنش بود و حتی هیچوقت دنبال کارت جانبازی نرفت و بعد از مرگش هم هنوز خیلیها از این موضوع بی خبرن نه مثل خیلی از افراد که اسلحه دستشون نگرفتن ولی سابقه شهادت دارن .مردی که سید نبود ولی همه رفیقاش بهش میگفتن سید چون واقعا فکر میکردن سید .مردی که ساده زندگی کرد آزاد فکر کرد ومظلوم فوت کرد .مردی که تو زندگیه من خیلی تاثیر گذاشت. هیچ وقت دوست نداشتم مطلبی به اصطلاح سیاسی بنویسم چون اصلا آدم سیاسی نیستم .اما در مورد اتفاقات اخیر نتونستم ساکت بمونم البته بهتون بگم که من اصلا در انتخابات شرکت نکردم چون هیچ اعتقادی به کاندیداها نداشتم .آقای احمدی نژاد که وضعیتشون مشخص جای صحبتی نیست اما آقای موسوی که ظاهرا برای اصلاح امور اومدن ... که کاری به این موارد ندارم ولی نمیدونم چرا همش یاد آقایان گاندی-ماندلا-لوترکین یا این امیر کبیر خودمون میافتم. ولی دلگیرم از مردمی که با رقصهای خیابانی در شبهای قبل از انتخابات خوشحال بودن.اما بیشتر از همه به خاطر هم وطنام که شهید شدن ناراحتم و امید وارم خونشون پایمال نشه و خوشحالم که مردم جلوتر از رهبراشون دارن حرکت میکنن و بعدا کسی نمیتونه ادعایی داشته باشه. یک شعری گفتم و خوندمش در رابطه با همین اتفاقات اخیر که برای دانلود گذاشتمش.اسمش خیال اگر
اگه ازش خوشتون اومد به دوستاتونم معرفیش کنید.ببخشید کیفیتش زیاد خوب نیست آخه تو خونه با کامپیوتر و هد ست ضبطش کردم...
اگر هموطنم شهید میشود , خیالی نیست اگر به شعورم توهین میشود , خیالی نیست
اگر پیامکم قطع میشود ,خیالی نیست شاید تلفنم کنترل میشود,خیالی نیست
اگر رایم شمرده نمیشود ,خیالی نیست اگر رییس جمهورم عوض میشود,خیالی نیست
دنبالش تو ادامه مطلب
برای دانلود اینجا کلیک کنید (خیال اگر)
ادامه مطلب
بد بخت شديم،همين الان خبردار شدم استاد مشكاتيان فوت كرد،فعلا نميتونم چيزي بنويسم
بله يكي ديگر از بزرگان موسيقي ايران رفت.باعث تاسف در كشوري كه مهد شعر و موسيقي هنرمنداش در خلوت و بي صدا از بين ميرن اما مرگ هنرمند زمانيه كه ديگه نتونه كار كنه حالا به هر دليلي از جمله دلايل سياسي كه ما از اين نمونه ها زياد داريم ،ياد پرويز ياحقي به خير كه ما ميدونيم در چه وضعيتي فوت كرد ولي هنوز صداي ويلنش لرزه بر اندام آدم ميندازه . هنر مند ها با آثارشون زندن نه با جسمشون،در اين وضعيت كار سختي براي نگه داشتن ياد اين افراد داريم،در وضعيتي كه فرهنگ و تاريخ ما به جايي رسيده كه ميخوان در كتابهاي مدرسه گذشته كهن پادشاهي ما رو حذف كنن !استاد مشكاتيان با تصنيفهاي زيبايي كه به جا گذاشتن هميشه در بين ما هستش.

سلام
افسانه جومونگ به پایان رسید ولی خیلی متاسفم در کشوری با وجود حکیم فردوسی جومونگ الگوی بچه ها بشه و این واقعیت جومونگ.به همین خاطر یک شعری گفتم که حالت طنز داره ولی خوب از نوع تلخش .چون شعر طولانیه بقیش تو ادامه مطلب بخونبد.راستی خودمم به صورت دکلمه خوندمش اگه دوست داشتید دانلودش کنید...
برای دانلود اینجا کلیک کنید (پهلوان جومونگ)
چنین گفت جومونگ به سوسانا که ای همسر جنگجو و زیباروعجب قصه ای شد این سریال ما سراسر گرفت ایران این داستان ما
سوسانا خداییش عجب کاری کرده ایم چوسان قدیم که هیچ ایران را هم فتح کرده ایم
نمیشناسند کاوه آهنگر و ضحاک ماردوش به جایش میدهند موپالمو و یانگجو را گوش
که این فردوسی پارسی زبان شکر در دهان و حماسه نهان
به ناگه درون قبر به لرزه فتاد به یاد دیو سپید چشمانش گشاد
ادامه مطلب
سلام به همه
26 سال گذشت و من 27 ساله شدم .17 شهریور دیگری رسید ومن باز متولد شدم هورا تولدم مبارک...یادش به خیر زمانی که نوجوان بودم میگفتم ای خدا کی میشه منم 20 سالم بشه و خیلی زود شد .عجب چیز پیچیده ای این عمر آدمیزاد که در هر سنی که هستی دوست داری کوچیکتر باشی یا بزرگتر. هر سال که بزرگتر میشی میبینی که به خط پایان داری نزدیکتر میشی و فرصت کمتری برای زند گی ورسیدن به آرزوهات داری پس به خودت میای تا بهتر برنامه ریزی کنی تا از زندگی لذت ببری.تولد همگیتون پیشاپیش تبریک میگم

راستی مطلبی که سال گذشته در مورد تولدم نوشتم تو ادامه مطلب میتونید بخونید
ادامه مطلب
باز شب شد ماه رو نمایی کرد غمهای خفته دل مارا هوایی کرد
از غمها چه بگویم با شما ای دوستان که غم پنهان را نمیتوان گفت چون داستان
غم دل را میتوان با شب گفت میتوان آنرا با خدای برتر گفت
چون اوست صاحب دلهای حزین و شاد پس خواهد شنید غمهای سوار بر باد
من که امشب این درد دل با شما باز گفتم غم درد شور ساقی شب با باد گفتم
ساقی امشب به جای باده باد میدهد غم دلهای شما را ز یاد میخرد
الان حالش دارم پس مینویسم.۴ شنبه بود که تلفن زنگ زد و گفت که شما تو بانک برنده شدید منم به همین خاطر رفتم به محله قبلیمون .یه سرم رفتم خونه که دم در قدیمی ترین رفیقم که تقریبا ۲۵ ساله که باهم دوستیم یعنی ۲ سالگی رو دیدم .یه کم صحبت کردیم دیدم یه ذره مشکوک میزنه یه دفعه گفت حاجی من جمعه پرواز دارم من یهو شوکه شدم و تازه فهمیدم که یکی دیگه هم پرید.اما وقتی یکی از دوستام میره خارجه یک تلنگری به مغزم میخوره از یک طرف خیلی خوشحال میشم که میرن دنبال زندگی بهتر وآینده ای آزاد و از طرف دیگه خیلی ناراحت میشم که میبینم تو کشوری زندگی میکنم که دلایل محکمی برای موندن اینجا وجود نداره وحتی عشق هم که از ابتدای خلقت بشر باهاش بوده بعضی مواقع نتونسته جلوی رفتن بچه هارو بگیره .اما نکته جالب اینه که الان من و احمد که آخرین بازمانده این گروه از بچه ها هستیم تو کشور خودمون غریب افتادیم چون جمعیت بچه هایی که رفتن خیلی بیشتر از ماست.با آرزوی موفقیت برای (علی-امین-احسان-علی-ممد دوشیزه-شهرام خدا بیامرز-مهدی-رضا-رولی-مملی-امیر-بهزاد)فقط از کوچه خودمون اینم آخرین عکس در شب پرواز
در این گیر و دار شلوغیه رندگی مثل اساس کشی -کار-این وضعیت انتخابات یک مطلب مهم که باید خیلی وقت پیش مینوشتم الان میگم شرمنده.
از اونجایی که من به فامیلیم خیلی تعصب دارم و همیشه نگران ادامه پیدا کردن این فامیلیه زیبا بودم ناگهان خبری منو ترکوند شنیدم که پسر عموم حامله شده ببخشید خانمش بار دار شده آخه تو همه دنیا فقط 7 نفر مرد این فامیلیو دارن که 2 تاشون فوت کردن یعنی پدر و پدر بزرگم .2تای دیگم عموهامن اونام که دیگه ازشون بچه زاییدن گذشته.پس من میمونم و دو تا پسر عموی دیگه که فقط یکیمون ازدواج کرده و با کمال خوشبختی اولین بچش پسر بود هورا ...پس یکی به ما اضافه شد حالا باید منتظر باشیم ببینم نوبت ما کی میشه.
یک روز صبح مادرم از خونه خارج شد وقتی برگشت دیدم با یه وانت اومده گفتم مادر جان این چیه ؟گفت پسرم یک lcd 40 اینچ به همراه سینمای خانگی خریدم منم گفتم به به .پولش از کجا آوردی گفت پسرم یه مقداری از پول باز نشستگیم دادن منم اینارو خریدم .این اولین تغییر بود ولی به همینجا تموم نشد نگو این قصه سر دراز داره.ما که در جو lcd بودیم ناگهان مادر گفت پسرم بیا خونمون عوض کنیم تازه فهمیدم چه رکبی خوردم ...
دنباله داستان در ادامه مطلب بخونید
ادامه مطلب
به همین خاطر دو تا از تصنیفهای ایشون برای دانلود گذاشتم
تصنیف (نو بهار دلنشین)خواننده بنان-آهنگساز روح اله خالقی 
تصنیف (آتش کاروان) خواننده دلکش-آهنگساز علی تجویدی
سلام
هیچوقت نمیخواستم تو این موارد مطلبی بنویسم ولی دیگه خیلی بهم فشار اومد .داستان با ژنرال شروع شد خدا به امپراطور رحم کنه.بقیه ماجرا رو خودتون بهتر میدونید .دیگه حرفی نمیمونه که من بزنم...
دیشب یه اتفاق باحال افتاد.منم تو وبلاگم مثل خیلیهای دیگه یه سری از تبلیغات اکسین ادز گذاشته بودم گفتم شاید یه پولیم از اینجا در بیاد .تا اینکه دیشب فهمیدم پولم به حد نصاب رسیده و اولین پورسانتم به حسابم ریختن.منم صبح زود رفتم بانک دیدم بله راسته پول به حسابم ریختن.منم نامردی نکردم با یه مقدار از پول رفتم یه دست کله پاچه حرفه ای گرفتم با خانواده زدیم به بدن.به این میگن کله پاچه اینترنتی...







